زندگی
دیشب گرسنه بود دختری که مرد!...
چه آسان به خاک پس دادیمش...
و دردناکتر از مرگ او داستان مادرش بودکه برای خریدن نان تن به هرزگی داد
آن هم نه از روی هوس بلکه از روی اجبار!
همسایه اش مکه رفته بود زیارتش قبول . . .
+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:18 توسط رضا شریفی
|